
به دل دارم هزاران درد خفته ولی خاکم ببین در خون نهفته سزاوار چنین روزی نبودیم ولی گل از میان خون شکفته همین خون ها شده آبی به ریشه همین فریادها یزدان شنفته دگر رنگ از رخ دشمن پریده که کاوه پاشده دیگر نخفته فریدون، آرش و بابک خروشان دل دشمن ببین آتش گرفته #سیدمحمدباقرعلوی_شهاب ●▬▬▬๑...
ادامه مطلب