خرید بک لینک

من با تو بودن را بلد بودم نفهمیدی
از بهترین ها در صدد بودم نفهمیدی

برزخ ترین شبهای دنیا بی تو بودن بود
بی بودنت من یک جسد بودم نفهمیدی

نفهمیدی

من ابرها را جابجا کردن بلد بودم
دریا و ساحل جزر و مد بودم نفهمیدی

در فصل پاییزی که دردش بی تو بودن بود
تنها غمی بی مرز و حد بودم نفهمیدی

ترکیب ما ماندن کجا از خاطرت گم شد
تصویر عشقی مستند بودم نفهمیدی

پاییز هر جا آسمان سر ریز باران شد
آن دل که جوش ات می‌زند بودم نفهمیدی

#سیدمحمدباقرعلوی_شهاب

برچسب: نویسنده: باران باقری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 0:14

صفحه بندی